کوربچهnounfeminine
cushion, a narrow thin mattress, a soft pad
Meanings
- cushion, a narrow thin mattress, a soft pad
Pashto definitions
- کوربچه، هغه نالي (توشکه) چې اوږدوالی يې زيات او سور (بر) يې لږ وي
Translations (3)
- German
- Kissen · Kopfkissen
- French
- matelas (m.).
- Persian
- دوشک کم عرض ولی دراز . در کندهار بیشتر معمول است. شکل نوشتاری اکثرا معمول است. در سایر حصص افغانستان آنرا بشکل توشک در شکل گفتاری بکار می برند که مفغن دوشک و مشترک با فارسی است. شکل معمول گفتاری و نوشتاری آن گوربچه است .