ليکمنnounmasculine
Keyboard, Computer Keyboard, Typewriter
Meanings
- Keyboard, Computer Keyboard, Typewriter
Translations (2)
- Persian
- سهم دار ، سهم داشتن در کاری ، تجارت و بازرگانی ، کسیکه سهم را می خرد و می فروشد (مو) لېکمنه (ج مو) لېکمنی
- Russian
- м. участник, пайщик.
ليکمنadjective
Pashto definitions
- حصه لرونکی، برخه لرونکی، حصه دار، مؤنث ليکمنه
- برخه لرونکی، حصه دار، برخه وال، ونډه لرونکی
Forms
- feminine
- ليکمنه
لېکمن
shiring in, partner, participant
Meanings
- shiring in , partner, participant
Pashto definitions
- لیکه (سهم لرونکی)، ونډه وال ، برخمن ، ګډونوال
Translations (2)
- Persian
- سهم دار، اشتراک کننده، انباز
- Arabic
- سهیم ، مشترک ، شریک