رغندهadjectivefeminine
constructive
Meanings
- constructive
- component
Pashto definitions
- رغاوني، رغوونکی، جوړوونکی
Translations (1)
- Persian
- تعمیری، اصلاحی ، سازا، سازنده · قاطع ، بران ،دقیق ، واضح و روشن . سخن رک و راست . کاربرد این لغت مذکر ندارد . (ج) رغندی . [ رغنده پریکړه وشوه چی نو ر به دپرمختګ پر لور درومو ] تصمیم قاطع گرفته شد که دیگر بسوی انکشاف میرویم .