رغنده

rághanda

رغندهadjectivefeminine

constructive

Meanings

  1. constructive
  2. component

Pashto definitions

  1. رغاوني، رغوونکی، جوړوونکی
Translations (1)
Persian
تعمیری، اصلاحی ، سازا، سازنده · قاطع ، بران ،دقیق ، واضح و روشن . سخن رک و راست . کاربرد این لغت مذکر ندارد . (ج) رغندی . [ رغنده پریکړه وشوه چی نو ر به دپرمختګ پر لور درومو ] تصمیم قاطع گرفته شد که دیگر بسوی انکشاف میرویم .