غزل
لاله در موسم بهار بود
Khushal Khan Khattakلاله در موسم بهار بود
عیش با روی ګلعزار بود
با رخ و زلف او سرو کارم
در شب و روز روزګار بود
آهوی چشم تو چه آهویست
که در آن شیر نر شکار بود
رخ تو همچو نو شګفته ګلیست
عندلیبان او هزار بود
قد تو در میان دیده ما
همچنان سرو جویبار بود
وقت آن خوش که بعد هجرانت
یا ر همچون تو در کنار بود
قصه درد ما چه میپرسی
حالم از چهره آشکار بود
همچو خوشحال عاشق رخ تو
نیست ممکن که در دیار بود