نظم

اول به تير غمزه دلم را بدوختی

Khushal Khan Khattak

Use the arrow keys to move between words. Press Enter or Space to open a meaning and Escape to close it.

غمزه دلم بدوختی

انگه کرشمه جانم بسوختی

امديم جانفشان

فروختی

گفتی بجان

فروختی

اثار غمزه تو نکرد

از غمزه بسوختی

برايم

است

دريغا

دريغا دائما تيرش

مرا

لعلش است

نصيبم

گه گه نگاهی

بسوی

بتان

از بتان

بکوی ره دارند

سکان

گشت ميدانی

بنوش ميدانی

برای گزند رخان خواهم

اتش سوزان ميدانی

تو نيست

شصت تو ميدانی

مراکشی ناوری کشتن

باشد ميدانی

تو سوزد

تو نشين بحريفان ميدانی

وانگاه

کايی بچشم ادميان ای

از ديدن تو

بيار فرداست آن

محزو نکند

بيگانگيست

بعهد بتان

درين ايم

از ماست زاديه

دارم گرانمايه کی

بملک فريدون

ديدم عطای از

باشد هردون

تو بيرون

نکرد

بجاست اکنون