Use the arrow keys to move between words. Press Enter or Space to open a meaning and Escape to close it.
01 است
است
02 زقاف است
است
03 شهسواری تازد
بخدا است
04 مردم مردم است
ديگر است
05 دارد
راستی است
06 گشت اورا گومباش
نبارد آسمان است
07 آن
نان جوندارد جانمن است
08 ښېوه دارد است
آنکه نستاند نخواهد خوشتر است
09 شاباش ميرباش هيچ است هيچ
از برای اين است
10 بالا شدن دشوار نيست
از بالا شدن شهپر است
11 نافرمان درونم بيرونم غنيم
از کجا يابم رهائی سو چنبر است
12 واژگون جامی نيلگون همچون
پنداری نگون
13 منه دينی جاه
بيوفايهای اظهر است
14 از کاشغر
از ديگران است
15 باشد عظم رميم
از است
16 برخاک خسپی بالين
ترا بلغار بالين ابريشم بستر است
17 بگذارند اين خواهم
پرور است
18 کامت بريز زينهار از
تواز راه خديعت خصم است
19 کزوی ترا
ورنه همچون درخت است
20 باغبانا از
تو فرست
21 ازبهر از
گوش سروش کی است
22 است اين
نيارد زدن اينجا است
23 امد از ديار رمن اورد
خوشبو اذفر است
24 نماند از هيچکس مخواه
چنين عهدی گو ميخواهد است
25 بی بی دهش تو
جندا ميزد است
26 نمايد ايد از
بختم محاق ششدر است
27
ندارد اين چيز است
28 نميداند شناس
از سخن است
29 راستی دانکه بزن
ميبود است
30 شکاری است
شماری است
31 آنکه دست شهان دارد جای
العجب بازاست
32 بحری دشنقاری ترا
بما گذاری است
33 شکارند بکار
راستی از است
34 آنکه از چنگل نگذارد
اين بخواری است
35 ترا
اين است
36 نسپاری
ای پسر سپاری بازاست
37 آندم باشم
بينم از آری است