نظم

بيرون زياد لعل تو گر لاله در دل است

Khushal Khan Khattak

Use the arrow keys to move between words. Press Enter or Space to open a meaning and Escape to close it.

بيرون تو است

از است

راه نمی دهد

خلقی بگشت مرا است

از درين ره

است

ماندن شب زندگی

بودن است

آمدن بسی

آمدن بتان است

انگشت بجايی نمی

بغايت است

مستور گشت معدوم

دست است

از دست اه کنم

پيرانه جوانی است

دلم ربوده زلف ابرويت

دلجويت

لبت بخشد

شناس خويت

مرا بشد از دست ای

گذر بيهوده گفتن

گذر طوئی

اين گرامی مويت

جانستان

مرا خدنگ جادويت