نظم
رباعيات
Khushal Khan KhattakUse the arrow keys to move between words. Press Enter or Space to open a meaning and Escape to close it.
منکه خوشالم خټکم
سفله
مردن دست دونی
شرت زندگی بچشم
بلهو بگذشت
برخی بغم شمائل بگذشت
ای ازين مباش بيخبران
از عمرت از بگذشت
امروز از ماست
بگزيده بکاشانه ماست
کنجی طلبند
اينجا بطلب ماست
وقوت ادارا کی نيست
بتان چاکی نيست
ريش پدرم
ريش باکی نيست
ننوشتم درين ارد
وديوار
پاگويی از ساختند
دست رخسار
ای از فضولی ای
مردم فروش گندم منمای
هيچی تو از تو هيچ خيزد
بيهوده مگوی ژاژ منمای
مرا از آن ندارم
دادن ودل برداشتن
زندگی بگذری
از تو برارند از
از تو نبوده بودم
اينست مسعودم
از هست تو ناپديدم از معدونم
تو ظاهرم موجودم
پسری هست اشوب
گرديده از صبرم
نکند گوش
ای همنفسان دست
از شرب لاف
بتان غبغب
کنار
نادرست
مرا غميست از سفله
آن ايست
Dictionary meaning